X
تبلیغات
BiG SmiLe

BiG SmiLe

مرگ آسون . . .

ساوبلیک

هی امان از این دنیا .

همین چند روز پیش بود که هی فک میزدمو میخندیدم آخرش چشمم زدن . چشتون روز بد نبینه چند روز پیش داشتیم فوتبال بازی میکردیم با بروبکس که بیشتر شبیه ورزشای تخمی تخیلی رزمی بود . یکی از بچه ها لطف کرد با زانو زد تو صورت من بیچاره استخون گونم از ۲ جا شیکسته بگذریم که ۲   ۳ روز دیگه وقت اتاق عمل دارم و . . . .

ازین شروبرا که بگذریم دیشب داشتم فکر میکردم ملت چه الکی الکی ممنکنه بمیرنا . ای دل غافل .

بعد خوردن یه گیج کننده تپل تو این فکر بودم اگه یه ذره ضربه بالاتر خورده بود الان نه نه و بابام داشتن به مناسبت سقت شدن من کل شهرو شیرنی می دادن

فکر کن میرفتم بهشت . . . . چه حالی میداد مخ پری مریا رو میزدم شبا میبردمشون جهنم کنسرت هایده مهستی

بعد یهو یه فکر اومد تو کلم که تو زمین ما چت میکنیم میریم فضا وقتی مردیمو تو فضا بودیم و چت کردیم کجا باید بریم ؟ جواب این سوال یه جایزه خوب داره . . .

ازین شرو برا که بگذریم یه داستان تخمی تخیلی دیشب خورد به کلم گفتم امروز بنوسیم شاید یه  کم این بروبکسی که میان اینجا حال کنن. . .

داستان ازین قراره که یه مردک احمق شب با زنش دعواش میشه  و صبح از سر کارش میزنگه خونه که ببینه ایالش در چه حالیه

 بقیه داستان یه روایت زیره . . . .

- سلام بابایی خوبی . مامانی نزدیک تلفنه ؟

-- نه .اون با عمو علی تو اتاق طبقه بالایین .

- بابا بعد یه مکس  - : اما عزیزم تو که عمو علی نداری !

-- چرا دارم الانم با مامان طبقه بالاست

راوی : اینجاست که باباهه تو دلش میگه ای خدا چه گهی بخورم

- بابایی بیا با هم بازی کنیم  همین الان گوشیو بذار برو بالا به مامان بگو بابا پایینه کارت داره

-- باشه بابایی

-- بعد ۲ دقیقه دختر کوچولو ناز توله سگ قصه ما برمیگرده و میگه : کاریو که گفتی کردم بابایی

- خوب چی شد

-- مامان اول کپ کرد . بعد یکم ورجه وورجه کرد روی قالیچه لیز خورد تو پله ها خورد زمین الانم تکون نمیخوره

- آخی نازی ( دهنش سرویس شد )  عمو علی چی شد ؟

عمو علی با سر پرید تو استخر ولی یادش نبود تو به خاطر زمستون آب استخرو خالی کردی اونم الان تکون نمیخوره

----- یه مکث طولانی . . . . . 

- استخر؟ ببخشید اونجا شماره ۲۲۶۶۵۸۴ هست ؟

-- نه؟؟ !!!!!!

- ببخشیدا مث اینکه شماره رو اشتبا گرفتم !!!!!

حالا نتایج اخلاقی داستان چیه ؟

۱- با زن بیچارتون دعوا نکنید . ( سعس کنید مث اسب آبی رفتار نکنید )

۲- اگه خبر مرگتون دعوا کردین .صبح همین که چشتون به اون تلفن لعنتی افتاد زنگ نزنید واثه خانمتون دستمال بکشین ( یه کم اسب آبی باشد )

۳- همیشه با اون بچه توله سگتون بد باشین که با شما بازی نکنه ( سعی کنید در این مرحله سگ آبی باشین )

۴- بعضی موقع ها که یهو میبینید داداش دارین نارحت نشین  آخه به قول خودم آدم از چیزای خوب باید ۲ تا داشته باشه ( همسر گرامتون ۲ شوهر داشته باشه) این که بد نیست

۵- اصلا ازدواج نکنید که هم خودتونو بد بخت میکنید هم یه بد بختو بد بخت تر

۶- زنگی آدما خیلی اتفاقی به وجود میاد خیلی تخمی تخمی هم از بین میره دقت کنید که ارزش هیچیو تداره که خود خرتو براش نارحت کنی پس لذت ببر . . . .

آخرشم تا یادم نرفته شریک جنسیتونو خوب از همه لحاظ ارضا کنید که بچتون هر دو روزی یه خاله یا یه عمو پیدا نکنه

یه خوردم نظر بدین من یه کم انگیزه پیدا کنم واثه آپ کردن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:45  توسط Mr.db  | 

دیوونه بازی توی هر مکانی . . .

بازم سلام

میدونم که همه امسالو خیلی خوب شروع کردین کلی خوش گذروندین کلی حال کردین . . .

که اگرم اینکارارو نکردین به من هیچ ربطی نداره شایدم عینهو این بچه اوسکلا رفتین خونه پاپا بزرگ َ مامان بزرگ بوسشون کردین بعدم عین بچه های خوب که تربیت خانوادگی دارن کم شیرنی خوردین اونام مثلا یه تراول صدی بهتون عیدی دادن

اگه اینکارو کرده باشین اونم فقط به  خاطر ۱۰۰ تومن باید به شما بگم به به به به . خیلی ممنونم

بگذریم به من که کلی خوش گذشت واثه  همین فکرم  باز شده که یه سری اراجیف از توش بریزم بیرون یه سری اوسکل بازی جدید که همه واقعا درک کنن شما مشکل روحی دارین

این کارایی رو که میگم میتونید عین یه بچه آدم که خیلی هم با خانواده هست وقتی وارد آسانسور میشین انجام بدین

وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه


وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين...مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن

يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن

رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين...اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن

يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت... بعدش چترتون رو باز کنين . سعی کنید این کارو موقعی انجام بدین که ۲ تا دختر یا ۲ تا پسر خیلی مامانم اینایی تو اسانسورن که زورشون بهتون نرسه

از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين

توي يه دستمال فين کنين بعدش به بقيه نشون بدين . این کار خیلی جواب میده . مخصوصا اگه از ۲ تا دختر سوسول بپرسین

در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟

هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جناب تيمسار صدا کنه

هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين  همه بر  میگردن نگاتون میکنن . خیلی فاز میده این کار

به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي...بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين  سعی کنید برای این کار از یه پیره مرد استفاده کنید که خیلی هم با کلاسه

يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين



هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست ...خدا بيامرزتت

بین طبقات با موبایلتون صدای دینگ اسانسورو در بیارین البته این زیاد جواب نمیده ولی به هر حال ممکنه بازم یه احمق تو اسانسور باشه

با ویلچر برین داخل اسانسور و وقتی که شلوغه سعی کنید تو اسانسور دور بزنید

البته این احمق بازیارو وقتی که با ۲ تا دختر تنهایین انجام ندین کارای بهتر میشه اونموقع انجام داد . یه ذره به مغز کوچیکت فشار بیار  

میدونی چه کارایی میشه انجام داد ؟

 ۱- میتونی یه گوز بیصدا و بد بو بدی و بعدش هی چپ چپ به دخترا نگاه کنی

۲- میتونی یهو خودتو یه رعشه بندازی و بعدش بگی که سرع داشتی

۳- میتونی ادای عقب مونده هارو در بیاری . در این جا سعی کن آب دهنتم بچکه

۴- . . . . .  یه ذره به مغز کوچیکت فشار بیار دیگه

البته قبلش حتما مطمئن باشین که اون ۲ تا خانوم دوست خواهر یا مادرتون یا آشنا خانوادگیتون نباشن که عین من بعدش به گوه خوردن بیفتین

(به حون خودم هیچکدوم از اینا به فکرت نرسید) 

البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به بيمارستان از من به دل نگيرين . من فقط راهو پیشنهاد میدم  

 

اونایی که نظر دادن دمشون گرم اونایی که میل زدن و بابت پست قبلی فحش دادن هر چی گفتن خودشونن  برو بکس نظر یادتون نره یه حالیم به ما بدین

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 9:10  توسط Mr.db  |