تبليغاتX
Mr.db
BiG SmiLe
فکر میکنی واثه کسی مهمه که ناراحتی؟اگه اینجوری فکر میکنی بهت تبریک میگم .چون تو یه احمق کاملی
پنجشنبه پنجم دی 1387

خوب آپ شد بعد چند وقت . . .

میتونی بیای بخونی حالشو ببری . . .

تو این چند وقت که نبودم فکر نکنی خوش بودموحال میکردما نه . . .

 همش داغون بازی و از این حرفا بوده حالا چرا؟

اولش که تو فوتبال اومدم خودمو از  بندازم از داور خطا بگیرم  بعد مث اینکه یه ذره محکم خوردم زمین به گونه ای که به طور کامل گوووووز شدیم و پایمان از ۳ ناحیه بشکست خوب دیگه اینم از شانس ما بود حالا بد تر میدونی چی بود اینکه بعد از ناکوت شدن من تیممونم باخت یعنی حرکت من کاملا تقش هویجو داشته . . .

خوب دیگه اینم زندگی ماست . . .

چند وقت پیشم که اومدم آپ کنم یه حادثه تلخ اتفاق افتاد

وای وای

آخ اگه بدونی . . .

با بچه ها تضمیم گرفتیم یه سفر تفریحی بریم تو یه هوای آفتابی . . .

اول جاده که راه افتادیم از اونجایی که شانسمون خیلی عالی بود هوا ابری شدو بارون شروع شد

یه ۲ ساعتی که حرکت کرده بودیم برف شروع شد کلا انگار آسمون ترکید مام که کم نمیوردیم به راهمون ادامه دادیم

تا اینکه رسیدیم به یه سر بالایی که دیگه ماشین بالا نمیرفت اومدیم دور بزنیم وای خدای من دورم نمیتونیم بزنیم هوام کم کم داشت تاریک میشد

یکی از بچه ها پیشنهاد داد که ۲ نفر پیاده بشنو برفارو از جاده بزنن اونورو . . .  . اینا

ما برفا رو زدیم کنارو که یکی از بچه ها گفت داوود گرگ گفتم برو بچه شرو بر نگو. . .داشتم همینو میگفتم کلمو که چرخوندم ۳ تا گرگ دیدم که انگار غذای گاوارو میخوردن که انقد گنده شده بودن  شروع کردیم به دویدن به سمت ماشین . . .

سوار شدیم تا اومدیم حرکت کنیم دوستم گفت که سنگ گذاشتم زیر لاستیکا ماشین حرکت نمیکنه حالا چیکار کنیم؟

بالاخره یه نفر باید پیاده میشد که سنگارو برداره . شروع  کردیم به قرعه کشی  . . .

درسته . .  بازم مثل همیشه بد شانس ترین آدم جمع من بودم . . . باید پیاده میشدم و سنگارو برمیداشتم . .

خوب یه نفر میمرد بهتر از این بود که ۳تامون میمردیم. . .

تو فکر بودم که چیکار کنم حالا فکر کنین که گرگا دور ماشین وایسادن .  . وای

 

بهو یه فکری زد تو کلم همونجوری که چشام پر از اشک بود شیشه ماشینو دادم پایینو . . .

گفتم آقای گرگ . . . .

گرگه با صدای داشمشتیو لاتی بهم گفت بله بفرمایین ؟

اشکامو پاک کردم . گفتم به خدا ببخشین غلط کردیم  به خدا میخواستیم بریم باغ چاقو چله بشیم بعد بیایم شما مارو بخورین . .

اینارو مث بچه یتیما گفتم . . .

یهویی گرگا دور همدیگه جمع شدنو داشتن راجب ما حرف میزدن منم با چشای پر از اشک داشتم نگاشون میکردم

یکی دیگه از گرگا اومد جلو و گفت ما خودمونم اینجا غریبیم ترم اولیه که اینجا دانشگاه قبول شدیو الانم گشنمونه اقلا یکیتون وایسه اون ۲تاتون برین

بعد من بهش گفتم به خدا ببخشین گو خوردیم دیگه باشه؟ تورو به کی به کی قسم بذار بریم

بهو اون گرگ آخریه که از همه گنده تر بودو ساکت تر اومد جلو با لهجه یزدی بلند گفت

خیلو خب دیه برا چی شی اقه قسم میدی برتو دیه ایدا نیت باشه؟

Kheile khob dia bera chi shi egha ghasam medi bereto dia ieeyada nayet basha

منم خیلی خوشال شدمو گفتم باشه  بعدم سنگارو خودش برداشت و رفتیم . . .

این چند وقتم نبودم که بنویسم هنوز تو شک این جریانات بودم گفتم الانم بیام اینارو بنویسم که شمام بفهمید چه جریاناتی واسه من بیچاره اتفاق افتاده . . . .

همینا دیگه . . .

الانشم دوباره اینارو که گفتم موهای بدنم صاف وایسادن و فشارم افتاده

الان دیگه حس نوشتن نیست میخوام برم یه لیوان چایی با نبات بکنم به خودم بره

بقیشو با یه داستان دیگه چندروز دیگه مینویسم

کریسمستونم مبارک

خداپس

+ نوشته شده در 12:21 توسط Mr.db.
شنبه بیست و نهم تیر 1387
بازگشت
اومدم.

نبودم به خاطر اینکه اولا حس نوشتن نداشتن بعدشم با معذل بزرگ امتحانام روبه رو بودم          بعدشم اصلا به تو چه

دیشب با بچه ها نشسته بودیم قلیون میکشیدیم بحثمون یهویی داغ شد .موضوع بحثم گوز با مشتقاتش بود واسه همین یاد بلاگفا افتادم و نوشتن دوباره توی لبخند گنده

بگذریم اوروز اومدم یه آپ کوچولو بکنمو برم .راستی از پسرای باحالی که در مورد پست قبلی ابراز  احساسات کرده بودن در مورد بنده ممنونم  و فحش های خ دارشونو با یه کلمه جواب میدم . خودتی  

یه توضیح کوچیکم در مورد پیغام اول صفحه بدم . در راستای طرح جدید که با وبلاگایی که با روان آدم بازی میکنن برخورد میشه  باید بگم که اون پیغامو نوشتم و خدمت اون دسته از دوستانی که از اینجا بازرسی به عمل میارن بگم که کلا اینجا فقط آدمای روانی سر میزنن  پس با روان کسی بازی نمیشه  اینجا یه محیط کاملا آروم برای اسکول بازی افراده البته بعضیام برای تخلیه حرفاشون میان

و اما در مورد مطلب اوروز امیدوارم باهاش حال بکنین  از اونجایی که من درسم ثقریبا تموم شده .حال کردم یه کم رشته های دانشگاهی بعضی از برو بچو مسخره کنم

1- رشته تغذیه: رشته ای که اشتباهاً جزو رشته های دانشگاهی اومده.آینده شغلی بسیار تیره و تیریکی دارند.در بهترین حالت و در صورتی که شهرداری به فارغ التحصیلان این رشته مجوز بدهد میتوانند اقدام به باز کردن ساندویچ فروشی کنند!ضمناً دانشجویان فوق لیسانس هم میتونند Fast Food بزنند.از بزرگترین دستاورد های علمی این رشته در سالهای اخیر کشف فرمول سس هزار جزیره بوده!از جمله دروس این رشته:

هات داگ- سوسیس کاربردی- انسان و کالباس و.... میباشد!از بزرگان این علم هم میتوان به فری کثیف (ساندویچ فروشی فریدون کثافت) اشاره کرد.


2- مهندسی راه و ساختمان: عمله سابق - دیگه فقط مونده بود کارگر ساختمانی رو دانشگاه ها بدند بیرون که خوشبختانه این امر هم با تلاش متخصصان و دانشمندان ایرانی محقق شد و ما از این به بعد کارگر هم از دانشگاه میاریم! روزی رو تصور کنید که از صبح وانت های شهرداری جولوی دانشکده فنی توقف میکنند و بچه های راه و ساختمان رو میبرند سر ساختمان!در این رشته معیار بهترین دانشجو برای دانشجویانی است که بیشتر از همه بتوانند آجر را به بالا بندازند.دروس این رشته عبارتند از:

بیل مقدماتی - بیلچه- روش های چیدن تیرآهن-فرمولاسیون درست کردن سیمان و.......


3- رشته ادبیات:گیج ترین و گلابی ترین دانشجوهای ایران در این رشته تحصیل میکنند(توصیه میکنم اگر یه وقت دلتون گرفت واسه بازکردنش برید دانشکده ادبیات!)از جمله بزرگترین دانشمندان این رشته حافظ و سعدی و عارف قزوینی و ایرج میرزا! بوده اند که حتی تحصیلات دبیرستانی هم ندارند(علمی که بزرگانش سواد درست حسابی ندارند دیگه معلومه چی میشه....!)از ابهامات بزرگ این رشته این نکته میباشد که انوری بالاخره شاعر قرن پنجم است یا نهم ! فارغ التحصیلان این رشته میتوانند به عنوان مصطفی رحماندوست مشغول به کار شوند!

 از دروس این رشته:

 زندگی نامه و آثار حافظ-زندگی نامه و آثار سعدی-زندگی نامه و آثارنظامی-زندگی و آثار فرخی سیستانی و یزدی و شمالی و بلوچی و.....!


4- رشته مهندسی صنایع:رشته ای که فقط اسمش مهندسی صنایع می باشد وگرنه دانشجویان این رشته مهندسی صنایع دستی هم بلد نیستند چه برسه....تا به امروز شخص قابل ذکری در این رشته مشغول به تحصیل نبوده و شاید معروف ترین دانشمند این رشته امیر حجوانی باشد که با رتبه 40000000000 مشغول تحصیل در رشته مهندسی صنایع می باشد!


5- رشته مهندسی کامپیوتر:خدا پدر مادر مخترع کامپیوتر رو بیامرزه که اگه اون نبود الان تعداد دانشجوهای این مملکت به نصف تقلیل پیدا میکرد.این روزا دیگه عادی ترین جمله ای که از یک دانشجو شنیده میشود این است: کام میخونم! نکته جالب در مورد این رشته تفکیک آن به دو گرایش نرم افزار و سخت افزار میباشد که دانشجویانی که تبحر خاصی در زمینه Fifa2006 و Max.p و .... دارند وارد گرایش نرم افزار و کسانی که میتوانند با انگشست شصت پایشان دکمه Power کامپیوتر را بزنند وارد گرایش سخت افزار میکنند.فارغ التحصیلان این رشته حوالی خیابان جمهوری مشغول فروختن CD میباشند!خودمم دارم ار همین رشته فارغالتحصیل میشم

از دروس این رشته:

بیل گیتس شناسی 1 - سی دی مقدماتی-تفاوت Monitor و TV و....


6- رشته پرستاری:رشته ای که یک دنیا حرف و حدیث پشت سرشه!ولی یکی از اساسی ترین رشته های دانشگاهی می باشد که اگه نبود اونوقت دانشگاه تبدیل به مکانی بیروح میشد(تصور کنید اونوقت کیا مثل سگ پا میدادند؟کیا......!)رشته ای که به معنای واقعی کلمه بیگاری می باشد(صبح ساعت 6 باید با خرج خودشون به بیمارستان های عمومی برند و شیفت وایسن و عصر هم تا ساعت 8 شب در دانشگاه کلاس دارن!!!) چندی پیش هدیه تهرانی به عنوان پرستار نمونه انتخاب شد!از دروس این رشته عبارتند از:

راه و روش هیجان بخشی به بیمار- لطافت عملی ?سوند 1-فشار 2-جیگر 3 و ...


7- داروسازی:نفس - زندگی - بهترین رشته دانشگاهی.رشته ای که هیچ نقطه ضعفی ندارد.تنها نکته منفی این رشته دانشجویانش میباشند که از سال سوم به خاطر آشنایی با انواع داروهای نئشه آور مشغول پاک کردن شیشه های فضا پیما میباشند!!!(البته دختراشم خدایی آخر ضد حالن!)کسانی که در این رشته تحصیل میکنند همشون از بزرگان جامعه هستند!تنها رشته ای که هنوز خز نشده و اون به این دلیل می باشد که هرکسی رو توش راه نمیدن و فقط آدم چت ها رو راه میدن از دروس این رشته:

فارمالوژی-فارماتو گرافی-فارماسی-فارما توپیک-شیمی!

۸ - رشته گرافیک : یه مشت آدم خل و دیوونه به معنای واقغی  زندگی روو فقط از نظر احساسی میبینن. به گفته خودشون این طرز نگاه کردن به زندگی اونا رو موجوداتی ریز بیننده با بار آورده که همه چیو زیر پوستی میبینن.از سوالای مهم این رشته در کنکور : دریا چه رنگی است . آب؟زرد؟قرمز؟هیچکدام

دروس این رشته : قوطی رنگ ۱  ۲ - هنر نقاشی ۱ ۲ . رنگین کمان چیست

و آخرین رشته

رشته های کشاورزی و منابع طبیعی: . خداییش من  تئ دانشگاه کونم میسوخت من بعد این همه درس خوندن بشم مهندس اونام بشن مهندس

تو امتحان سوال سخت سختشون اینه

منبع انرژی چیست : گاز - ذغال - کبریت - هیچکدام .

دروس عملیشون اینه که باید با تراکتور زمینای اطراف داشگاه رو. شخم بزنن و سخترین دروس تئوریم که خیلیم سخته : آبیاری گلهای دریایی ۱ ۲ . چگونه درخت بکاریم  


درآخر دوستان عزیزی که میل میدن و فحش میدن لطف کنند رشته اشون رو هم ذکر کنند!!!

نظر یادتون نره جوونا . خوش باشین

+ نوشته شده در 9:57 توسط Mr.db.
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387
یه دونه آپ با 2 تا مطلب خدا . . .
سلام

 امروز دلم بدجوری پره  آخه غذا زیاد خوردم

من نمیدونم بعضیا چه مشکلی دارن یا چه عقده ای از توی خانوادشون واسشون مونده که می خوان سر بقیه خالی کنن

آخه احمق جون اگه جنبه نداری مطلب منو نخون دیگه فحش دادنت واسه کیه ؟ نه کارت دعوت فرستادم واست نه داشتم میمردم واسه بازدید تو لامر

بگذریم . این چیزا رو نباید زیاد جدی گرفت . به هر حال عزممو جزم کردم که یه چیز باحال پیدا کنم این دفه واسه دخترا ولی فکر که کردم دیدم مال پسراش خنده دار تره در نتیجه هر جفتشو گذاشتم . البته امروز ۲تا مطلب میخوام آپ کنم اولیو بخونید:

این یه موضوع کاملا حساسه بین دخترا و پسرا . درسته موضوع حمام رفتنه

اول از دخترا شروع میکنم
یه دختر تو ساعت ۴ بعد از ظهر آماده میشه که بره حمام 

اول از همه لباسارو در میاره . رنگای روشن تو یه سبد رنگای تیرم تو یه سبد

در حمامو از تو قفل میکنه . جلوی آیینه وامیسه . شیکمشو که تمام مدت داده بوده تورو میده بیرون و شروع میکنه به غرغر کردن

در کمدشو باز میکنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت و مو و بدن و شصت پا و کف دست  و بیرون میاره میچینه لبه وان

موهاشو با شامپوی نارگیلی پرپشت کننده و براق کننده و فرفر کننده و  . . . میشوره و ۲۷ دقیقه ماساج میده

یه بار دیگه موهاشو با همون شامپو میشوره

نرم کننده شو که از شاخ کرگدن عقب مونده آفریقایی تهیه شده رو به موهاش میماله و تا ۶۰ میشمره 

۳۵ دقیقه زیر دوش میمونه اخه باید همه چی ازش پاک بشه

خمیر ریش داداش بدبختشو کش میره و میماله یه ساق پا و دستشو پشت لبشو سوراخ دماغش بعدم با تیغ میفته به جونش

موهاشو حسابی میچلونه بعدم حوله رو عین عمامه میپیچه دور کلش و خودشو تو آیینه نگه میکنه . به خاطر اینکه چشو ابروهاش به خاطر فشار حوله کشیده شده احساس خوشگلی میکنه و یه ماچ واسه خودش میندازه

صبر کنید . خوشحالیش زیاد دووم نمیاره چون یه جوش سر سیاه بدون اجازش نوک دماغش در اومده

حولشو میپوشه و با عزمی راسخ میره که با موچین و نخ و تیغ اون جوشو از بین ببره

۴۵ بار لباس عوض میکنه که بینه کدوم خوشگلش میکنه . ۴۸ دقیقه پشت میز توالت آرایش میکنه

و بالاخره تموم میشه الان ساعت ۹ شبه

 

حالا نوبت پسراس خودم خیلی خندیدم وقتی مینوشتم

ساعت ۴ بعد از ظهره و میخواد بره حمام

همونجوری که روی تخت نشسته لباساشو میکنه و هر کدومو یه جا میندازه

نیم وجب حوله رو میگیره دور خودش . میره حموم

وایمیسه جلوی آیینه . شیکمشو میده تو و شروع میکه به فیگور گرفتن چپ و راست و زیر بغلو زیر باسن و . . .بعدم قوربون صدقه خودش میره ( این قدو بالا رو ببین چه کرده لای لای لای لای) ماما جونشم از تو آشپز خونه تایید میکنه

زیر بغلشو بو میکنه . رنگش عوض میشه  ( زرد و بنفش و آبی )

در کمد شامپوشو باز نمیکنه چون اصلا چیزی توش نداره

با قالب صابون سبزش زیر بغلشو کف مالی میکنه که ۳۰۰ تا شاخه مو میچسبه بهش

با همون صابون صورت و مو و بدنشم میشوره

نرم کننده مو ؟ برو بابا

زیر دوش وایمسیه و میگوزه بعدشم هرهر میزنه زیر خنده

۳۰ ثانیه بعدش دوباره میزنه زیر خنده آخه این دفه بوش خورده به دماغش

چاه حمامو هدف گیری میکنه و میشاشه توش

حوله فسقلیشو میگیره جلوشو همونجوری خیس خیس میره تو اتاقش

حولشو پرت میکنه و میوفته روی تخت تا خستگیش در بره

الا ساعت ۴:۱۰ هست

ما پسرا واسه خودمون داستانی هستیما

 

و اما مطلب دوم چند وقتی بود میخواستم در مورد این بچه مچهایی که تو نت عاشق میشن  بنویسم که چندتا از دوستانم ایمیل دادنو  همینو خواستن و سیما خانمم گفته بود که در مورد این پسر فنچولایی که عاشق میشن ۶ ماه بعدشم فارغ میشن بنویسم

البته من فقط اتفاقاتی که میوفته رو تو چند خط میگم اینو هم اضافه کنم که ۲ تا انگشتم مثل هم نیستن چه برسا به آدما

پسرا در اوایل مخ زدن در ۶ ماه اول

- نمیدونم چرا تورو یه جور دیگه دوست دارم

- من این احساسو تا حالا به هیچ کسی نداشتم آخه تو با همه فرق میکنی

- من روراست و صادقم و بدون تو میمیرم

- تو همونی هستی که من دنبالش میگردم

- من با بقیه پسرا فرق دارم

- عزیز دلم من فقط با تو حرف میزنم و چت میکنم

- تو تمام زندگی من هستی آخه تو معنای عشقو به من یاد دادی

- هیچموقع به من نگو خداحافظ

اما این حرفا فقط تو ۶ ماه اول جذاب و خوشگلن و دیگه یه بچه فنچول میدونه که با این حرفا به خواسته خودش رسیده .پس الان یا طرف باید اخلاقش عوض بشه یه خورده یا اینکه باید منتظر باشه تو ۶ ماه دوم این حرفارو بشنوه:

- دوست داشتن تنها که کافی نیست آخه آدم به خیلی چیزا میتونه عشق بورزه

- من که نمیوتونم همه چیزو بهت بگم توقع زیادی داریا ! ! !

- شما دخترا همتون یه مدلین !!

- فکر میکنم زیادی احساسی برخورد کردم . منم یه پسرم مثل بقیه

- چت و حرف زدن ؟ فقط تبادل نظره !! آخه چرا انقدر تو شکاکی ؟!!

- تمام زندگی من که در تو خلاصه نمیشه تو فقط بخشی از اون هستی

- دوران خوبی باهات داشم هیچوقت فراموشت نمیکنم ! ! خوشبخت بشی  خداحافظ

فکر نمیکنم دیگه نیازی به بحث داشته باشه

منتظر نظراتتون هستم . . .  

+ نوشته شده در 13:32 توسط Mr.db.
شنبه هفتم اردیبهشت 1387
زنده موندنم . . . .
سیلامممم

من اومدم همیجا  بله میبینید که من هنوز زندم و نه نه بابام هنوزم از فیض نداشتن یه پسر خل و دیوونه رنج میبرن  ولی چه کنیم که خدا مارو دوسست داره  نمیشه کاریش کرد دیگه . اینجا جا داره که یک دعا بکنم و اونم اینکه به حق امام زمان به خاک تربت حیدریه ایشالا که آمین

بگذریم . آهان راستی تا یادم نرقته از دوستای خوبم که نظر دادن اینکه دم همتون گرم ولی نا مروتا این همه نظر دادین فقط باید ۲ نفر بگن حالم چطوره؟

بله دیگه خدا خواستو من زنده مونده ۳روز پیش از بیمارستان مرخص شدم ولی کلی حال داد بیمارستانه یک پرستارای خوبو دلسوزی داشت که هنوز که هنوزه یکیشون میاد خونمون نا معاینم کنه البته تیم پزشکمم از خارج اومده بودن که همینجا جا داره این عمل موفقیت آمیزو به ساحت مقدس آقا امام زمان و مقام معظم  رهبری همینطور خانواده معظم شهدا تبریک و تهنیت عرض کنم

خوب برسیم سر مطلب جدید من توی ۳ تا پست قبلیم یه خورده در مورد خاصیت پسر دخترا نوشتم.که با موج بزرگ مخالفت خانوما همراه بود ار قبیل ایمیل های زننده تهدید کردن و فحش ها خارو مادر هر کیم فکر میکنه من دروغ میگم بگه تا ایملارو واسش فوروارد کنم

به خاطر این نکته و بعدم اینکه خانوما دیگه به دست و پام افتادن و بعضیاشون الان دیگه تلفنی درخواست کردن حاضر شدم که ۲  ۳ تا چیزم در مورد پسرا بنویم . البه پسر ایرونی که مشکلی نداره فقط  یه خورده توی توهمه که از همه خوشتیپتره و همشم فکر میکنه که هیکلش خوشگله و در حالی که سایز سینه هاش به۹۰ و ۹۵ میرسه بازم تیشرت تنگ میپوشه که من هنوز داروی این عارضه رو کشف نکردم  

این نکته های زیرم واسه آقا پسرای گل گلاب البته میدونم فقط ۱ درضد تا ۱ درصدو نیم اینجورین

 ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ میپوشن!!!

ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه میکنن و after shave میزنن!!!!

ـ جلوی مدرسه دخترانه وایمیسن و سیگار چاق میکنن!!!!!!!

ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده میشن و تیکه جواتی بار میکنن!!!!!



ـ بعد از ورود به دبیرستان سیگاری میشن و گوز گوز میکنن!!!!!

ـ پعد یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی میکنن و به فکر ازدواج میفتن!!!!!!

ـ جلو دختر ها احساس بامزه بودن میکنن و کسشعر میگن!!!!

ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین میکنن!!!!!

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد میپوشن و کروات قهوه ای میزنن!!

ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق میشن و به هر N تاشون قول ازدواج میدن!!!!!!!

ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون میشینن و خوارومادر ماشین رو به گاء میدن!!!!!!!

ـ احساس خوش تیپی میکنن و خود شونو دختر کش میدونن!!!!!!


تازه اینا که  چیزی نیست میدونین چرا انقدر بعضی از ما پسرا ضایعیمو آبرو  هر چی آدمه میبریم

واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشیم اگه صندلی ها هم خالی باشه میریم ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستیم، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهمون

واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میریم، کافیه فقط یه دختری از کنارمون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه.


واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرمون میاد، پا میشیم میریم یه جایی مثل جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میریم، 100 بار بوغ میزنمیو 200 بار ترمز، بعدشم میزنی به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر ضایع میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)

واسه اینکه وقتی میریم کوه، پشت دختره میری بالا از کوه، بعدش کم میاری و رنگت سرخ میشه و تازه می فهمی که دختره کوهنورد بوده

واسه اینکه وقتی حس غرورت گل میکنه میبینی دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میری جلو، با پسره دعوا میکنی، بعدش که خوب کتکه رو خوردی می فهمی که یارو داداشش بوده



واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برابر مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده.

و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خودشون رو نشون  میده و مرام و با حالی خود را اثبات میکنن!!!!!!!

البته پسرای خوب و مهربون میدونن که همه آقا پسرا اینجوری نیستن و فقط هومنجوری که گفتم ۱ درصد تا ۱.۵ درصد پسرا اینجورین پس زیاد خودتون رو نارحت نکنید و فکر کنید که یه مطلب کاملا مسخره رو خوندین

در آخر اضافه میکنم که هر گونه فحش و بدبیرا که دوستان عزیز میدین با کمال افتخار میگم خودشوننو اون دسته از بکیس که حال میدن بهم باید بهشون بگم I la Va u

در ضمن من از امروز کاملا با بادیگارد هستم و با بیمه کامل حضرت ابولفضل در خیابان ها تردد میکنم

 




+ نوشته شده در 10:49 توسط Mr.db.
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387
مرگ آسون . . .
ساوبلیک

هی امان از این دنیا .

همین چند روز پیش بود که هی فک میزدمو میخندیدم آخرش چشمم زدن . چشتون روز بد نبینه چند روز پیش داشتیم فوتبال بازی میکردیم با بروبکس که بیشتر شبیه ورزشای تخمی تخیلی رزمی بود . یکی از بچه ها لطف کرد با زانو زد تو صورت من بیچاره استخون گونم از ۲ جا شیکسته بگذریم که ۲   ۳ روز دیگه وقت اتاق عمل دارم و . . . .

ازین شروبرا که بگذریم دیشب داشتم فکر میکردم ملت چه الکی الکی ممنکنه بمیرنا . ای دل غافل .

بعد خوردن یه گیج کننده تپل تو این فکر بودم اگه یه ذره ضربه بالاتر خورده بود الان نه نه و بابام داشتن به مناسبت سقت شدن من کل شهرو شیرنی می دادن

فکر کن میرفتم بهشت . . . . چه حالی میداد مخ پری مریا رو میزدم شبا میبردمشون جهنم کنسرت هایده مهستی

بعد یهو یه فکر اومد تو کلم که تو زمین ما چت میکنیم میریم فضا وقتی مردیمو تو فضا بودیم و چت کردیم کجا باید بریم ؟ جواب این سوال یه جایزه خوب داره . . .

ازین شرو برا که بگذریم یه داستان تخمی تخیلی دیشب خورد به کلم گفتم امروز بنوسیم شاید یه  کم این بروبکسی که میان اینجا حال کنن. . .

داستان ازین قراره که یه مردک احمق شب با زنش دعواش میشه  و صبح از سر کارش میزنگه خونه که ببینه ایالش در چه حالیه

 بقیه داستان یه روایت زیره . . . .

- سلام بابایی خوبی . مامانی نزدیک تلفنه ؟

-- نه .اون با عمو علی تو اتاق طبقه بالایین .

- بابا بعد یه مکس  - : اما عزیزم تو که عمو علی نداری !

-- چرا دارم الانم با مامان طبقه بالاست

راوی : اینجاست که باباهه تو دلش میگه ای خدا چه گهی بخورم

- بابایی بیا با هم بازی کنیم  همین الان گوشیو بذار برو بالا به مامان بگو بابا پایینه کارت داره

-- باشه بابایی

-- بعد ۲ دقیقه دختر کوچولو ناز توله سگ قصه ما برمیگرده و میگه : کاریو که گفتی کردم بابایی

- خوب چی شد

-- مامان اول کپ کرد . بعد یکم ورجه وورجه کرد روی قالیچه لیز خورد تو پله ها خورد زمین الانم تکون نمیخوره

- آخی نازی ( دهنش سرویس شد )  عمو علی چی شد ؟

عمو علی با سر پرید تو استخر ولی یادش نبود تو به خاطر زمستون آب استخرو خالی کردی اونم الان تکون نمیخوره

----- یه مکث طولانی . . . . . 

- استخر؟ ببخشید اونجا شماره ۲۲۶۶۵۸۴ هست ؟

-- نه؟؟ !!!!!!

- ببخشیدا مث اینکه شماره رو اشتبا گرفتم !!!!!

حالا نتایج اخلاقی داستان چیه ؟

۱- با زن بیچارتون دعوا نکنید . ( سعس کنید مث اسب آبی رفتار نکنید )

۲- اگه خبر مرگتون دعوا کردین .صبح همین که چشتون به اون تلفن لعنتی افتاد زنگ نزنید واثه خانمتون دستمال بکشین ( یه کم اسب آبی باشد )

۳- همیشه با اون بچه توله سگتون بد باشین که با شما بازی نکنه ( سعی کنید در این مرحله سگ آبی باشین )

۴- بعضی موقع ها که یهو میبینید داداش دارین نارحت نشین  آخه به قول خودم آدم از چیزای خوب باید ۲ تا داشته باشه ( همسر گرامتون ۲ شوهر داشته باشه) این که بد نیست

۵- اصلا ازدواج نکنید که هم خودتونو بد بخت میکنید هم یه بد بختو بد بخت تر

۶- زنگی آدما خیلی اتفاقی به وجود میاد خیلی تخمی تخمی هم از بین میره دقت کنید که ارزش هیچیو تداره که خود خرتو براش نارحت کنی پس لذت ببر . . . .

آخرشم تا یادم نرفته شریک جنسیتونو خوب از همه لحاظ ارضا کنید که بچتون هر دو روزی یه خاله یا یه عمو پیدا نکنه

یه خوردم نظر بدین من یه کم انگیزه پیدا کنم واثه آپ کردن

+ نوشته شده در 11:45 توسط Mr.db.
By Mr.db
onLoad and onUnload Example